Long Life GameS

یکی از شروع یه قصه حرف می زنه و دختری پوشیده در لباس سفید و لبخندی کهن !
دختری میاد و ادامه قصه رو با همون لحن قدیمی که بوی ِ پاییز می ده و زمستون و بهار
و یک گروه سرود که قراره دختر هماهنگ کننده اش باشه ادامه میده !!
قصه رو می نویسه به همون خط ولی این جا دیگه لازم نیست یه خط بین نوشته هاش فاصله بذاره که گزارش کار زیاد به نظر برسه !قصه رو که می خونم بر می گردم به :
یه کلاس کوچیک ، 7 تا شاگرد
یه حیاط کوچیک و یه عالمه دوستی
یه کارت تبریک عید با یه عالم یاس زرد خشک شده و دختری که جامد ( مایه افتخاره ) !
* * *
میاد و میره با یه لباس سفید و من از ترس تکرار حس غریب دلتنگیم که تازه دارم بهش عادت می کنم و احتیاج شدید در آغوش گرفتنش سراغش نمی روم !!!
* * *
سعی کردم آدمها رو دوست داشته باشم بی این که بخواهم دوستم داشته باشن ، نشد ولی خب این طور تظاهر کردم !
* * *
این هم 1 لینک جای کادو تولد از این ور دنیا !
.
.
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تولدت مبارک ! . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
.
.
پ . ن : امیدوارم امسال یه طوری باشه که هر وقت یادش کردی یهو یه لبخند بپره تو صورتت !
نقش " Richard Gere " توي فيلم " Unfaithful " داره جلوي چشمام رژه ميره
پیش نوشت : 2 ، 3 سال پیش وقتی می خواستم نوشته هامو پاک نویس کنم لحن نوشته هام هم مودبانه تر می شد ولی خب همیشه اون احساسی رو هم که تو چرک نویس ها می شد به راحتی حس کرد رو هم از دست می داد
امروز می خواهم دقیقن چرک بنویسم !
...
یک توصیه
برای شماهایی که دو ماه باید ابروهای نامرتب و پشت لب پرتونو ببینیم و بگذاریمش به حساب محرم و صفر!
برای شماهایی که 1 ماه تمام باید با بوی دهانتون سر کنیم و ازتون التماس دعا هم داشته باشیم که دلتون پاکه و روزه دارین !
برای شماهایی که پرچم تن خر می کنید و شعار هایی سر میدین که شبکه های خبریمون می گن نشون انزجار و ناراحتی شما از بی احترامی کردن به محمّد است !
برای شما که یک هر سال یک روز از عمرتونو صرف تظاهرات روز قدس می کنید وغصه مردمی رو می خورید که برای کسی که 8 سال باهاش جنگیدین وکیل گرفتن و معتقدن 3 چیز نمازو باطل می کنه : سگ . شراب و ایرانی ! ! !
برای شماهایی که 8 سال برای دفاع از اعتقادان و مقدساتتون هم کشتین و هم کشته دادین و حالا می خواهین حق همون آدم هایی رو بگیرین که دشمن می نامیدشون !
یرای شماهایی که نمی دونین کربلا جلگه است و اگر 1 متر بکنین به آب می رسین ( گیریم که آبو رو امامتون بستن ) ، شماهایی که تا یادم میاد حسین و تشنه گی با هم داد زدین !
شماهایی که حسین و آرمان هاشو با این اداها و دروغ هایی که فقط واسه نون بیشتر سفره هاتون ساختین به گند کشیدین !
شماهایی که واسه تحریم دانمارک اسم " فروشگاه شیرینی دانمارکی "رو به " شیرینی علی ولی الله " تغییر دادین !
برای شماهایی که ...
و توصیه : " این که سیاه بپوشین برای عزاداری کافی نیست ؛ سعی کنید دلتون سیاه باشه " !!!!!!!!!

تاريخ ، اسلام ، يادآوري
غدير خم ، محمد ، علي
ابوبكر ، عمر ، عثمان
مغيره ، آتش ، زهرا
مسجد ، محراب ، ابن ملجم
كربلا ، حسين ، يزيد
زينب ، شام ، كوفه
.
.
.
سامرا ، حرم ، بمب
ايران ، راه پيمائي ، شعار
شيعه ، سني ، اتحاد ؟!
مرگ بر آمريكا !
پ . ن : اگه شماهائي كه امروز رفتيد دق دليهاتون رو سر آمريكا خالي كرديد سال ششم هجري كربلا بوديد چه لشگري ميشد سپاه عمر سعد .
گيرم نهاد و گوهر رو هم تونستم ببينم
اهل خطر كردن هم بودم
اما خب ، هميشه ي خدا يه پاي بساط لنگه
پ . ن :
اينم براي قافيه
*
ولی می ترسم
آخه آدم کفه دستشو که بو نکرده
اگر بگذارم بیش از این اهلیم کنه خواهی نخواهی خودمو به این خطر انداختم که روزی کارم به گریه کردن بکشه !!!
***
چه مدت است
که اشیابه حرف های ما گوش می دهند
و به جدی ترین آنها
می خندند؟
...
علیرضا حسینی
تک جمله نگاری
*
با
شیوا دنیای آدم بزرگها ترک برداشت ، دیگر آن دیوار ِ یک دست ِ سابق نبود که مرتب باهاش تصادف می کردم ! .
دستی از شکافش به طرفم دراز شده بود .
29 بهمن ، جشن اسفندگان : روز عشاق ايرانيان و مادران ايران زمين گرامي باد
*
تک جمله نگاری
He said "Knowing me dose not need dying !"
امروز یه پیام داشتم باز هم به پیام که به یه " ای_میل " وصل شده بود !
داره کم کم می فهمه که حتا گاهی بچه ها هم می تونن دوست های خوبی باشن
من دوباره عاشق شدم
گفت و گو نداره كه گل ِ من
گل ِ من
گل ِ من
گل ِ من
گل ِ من
گل ِ خودم
گل ِ خود ِ خودم
گل ِ من
گل ِ من
گل ِ من كه لا به لاي يه عالمه بوته ي خاردار پيداش كردم
كه اونقدر بائوب ها دورشو گرفتن كه به زور نور خورشيد بهش ميرسه
كه گلبرگ هاش خيلي خيلي نازكه
كه از اين همه خاري كه دور و برشن و يه عده شون هم گلبرگاي لطيفشو خراش دادن ، شبا خوابش نمي بره
كه تا مياد چشماشو بذاره رو هم كابوس ميينه كه بائوباب ها اونقدر بزرگ شدن كه اين يه ذره نوري كه از خورشيد بهش ميرسه هم ديگه اثري ازش نيست
كه روز به روز به حشرات ِ دور و برش اضافه ميشن
كه غير از اينكه بتونه راحت نفس بكشه و نور خورشيد رو روي تنش داشته باشه هيچي ديگه نميخواد
كه وقتي پيداش كردم مات و مبهوت موندم كه با اون چند تا ناخن ِ پ ِرپ ِري چه جوري تو اين سرماي سرد دوام آورده
كه با اينكه تجيري هم نداشت ، به صورتش نقاب گلهاي گوشتخوار رو هم نزده بود كه حتا يه ذره از آزار بائوباب ها كم كنه
كه خودش بود
خود ِ خودش
گل ِ من
كه وقتي نگاهش ميكني ، يه گل راست راستكي رو ميبيني كه بهت آرامش ميده
كه نه تبري دارم نه قيچي ئي كه برم اون وسط و ازش محافظت كنم
كه دوسش دارم
كه نميدونه چقدر
گل ِ من
هیچ چیز بهتر از این نیست که چند تا پیامو هی جورای مختلف بگیری ، انفاقاتی بیفته که اگر باهوش باشی میفهمی یه پیام خاص داره توشون تکرار می شه !
و اگر گاهی به سرت می زنه که اینا همش توهمات ذهن خودته و یه برداشته !
فقط یه برداشت ، باید به گیرنده ات شک کنی که اشکال از فرستنده نیست !!! !!!! !!!
کافیه فقط چراغ رو خاموش کنی و چشمهاتو ببندیو پنجره رو باز کنی که بوی بارون تک تک سلول هاتو ببلعه و به رعد وبرقی که ریتم " packDee " رو از هم می پاشه گوش کنی ، بعد دستهاتو بالا ببری و سعی کنی رو نوک انگشتات آروم چرخ بزنی
چرخ
چرخ
حالا موزیک تو تمام وجودت رسوخ می کنه و تو آروم آروم پرواز می کنی !
.....
من چند وقته دارم می شنوم که " دوسم داره " و می دونم اگر تا حالا شک داشتم به خاطر پایین بودن سطح انرژی هام بوده و کرختی ذهنم !
I saw my self as the source of the exictance
I was ther at the beginning
سفارت دانمارک
...
حرفی برای گفتن باقی نمی مونه !!!
...
یک
صلیب را هم جلوی سفارت به آتش کشیده ایم !!! !!!! !!!
...
سرتو بگير بالا ببينم
نگاه كن منو
با تو ام
منو ببين
وا !
مرد كه گريه نميكنه
حس می کنم داره کم کم اهلیم می کنه
اگر چه که اشتراک زیادی نداریم ،
اگرچه دوستیمون مدت زیادی نیست که شروع شده ،
ولی خب نگاهش ، نگاهش دل لبریز از نفرتمو لرزوند ،
فکر نمی کردم حتا یه روز بی خبریش آزارم بده ،
که نتونم از فکرش بگریزم ،
که حتا 1 پیام کوتاه هم ازش اینقدر برام جالب باشه .
که بخوام واسه عالمو آدم تعریف کنم که معصومانه ترین لبخند دنیا رو به تازه گی تو صورت تپل پسری دیدم که هیچ اشتراکی با هم نداریم .
که بخواهم محکم در آغوش بگیرمش .
که شب خواب بوسه هاشو ببینمو تو خواب غرق شادی شمو آروم لبخند بزنم .
من عاشق شدم .
خواستم برگردم اما کنجکاوی مانعم شد
از غریو هیاهو ناگهان ضعفی عجیب عارضم شد
اما پا پس نکشیدم
***
راستی راستی عجب مصیبتی است اگر مسیح برگرده ِِ
و رنگ پوستش مثه ما سیاه باشه ها
خدا می دونه تو ایالات متحده چند تا کلیسا هست که آن نتونه توشون نماز بخونه
چون سیاها هر چی هم که مقدس باشن ورودشون به اون کلیسا ها قدغن است
چون تو اون کلیسا ها عوض مذهب نژاد رو به حساب میارن
حالا برو سعی کن اینو یه جا به زبون بیاری
هیچ بعید نیست که به چهار میخت بکشن عین خود عیسا مسیح
***
پ . ن : بارون امروزبغضمو به اوج رسوند و
اشکهامو سرازیر کرد .
Rain , rain in the sky
Rain , rain in my heart
تو نخ ِ ابر ِ که بارون بزنه
آخ اگر بارون بزنه
گيرم بهترين باباي دنيا ( عمراً )
فرض كن هر روز صبح به صبح آبش بده
زير حباب بذارتش
با تجير براش حفاظ درست كنه
حشراتش رو بكشه ( جز اون دو سه تائي كه بايد شب پره بشن )
پاي گله گذاري ها و خودنمائي ها و حتا پاي بغ كردنا و هيچي نگفتناش هم كه بشينه
بازهم هيچكدوم از اين كارا جاي مهر مامانشو نميگيره
اين بچه به مادر احتياج داره
فرار کردم از تحریم کامپیوتر
پاهام درد می کنه ولی اذیت نمی شم و هنوز می تونم ساعت ها راه بروم
کتفم باز گرفته ولی هنوز از به دست گرفتن پاکت خریدش و کم کردن بارش لذت می برم
قفسه سینه ام کمی گرفته ولی هنوز می شه نفس کشید
یه چیزی تو دلم مونده
یه صدایی تو سرم ضرب می زنه
یه چیزی اما تو گلوم گیر کرده که به وجود حضور زیادش هنوز بهش عادت نکردم
یه چیزی که میتونه بامزه گیه خمیازه این پسرک 4 ماهه رو از یادم ببره
یه چیزی که مثه صدای این مرد آزارم میده
یه بغض
از نفرتی لبریزم
از بغضی سرشار
میشه یکی مثه آرش پیدا شه و دلمو تو دستش بگیره و تا جایی که می تونه پرتش کنه؟
یه جای دور
از افق جیرینگ جیرینگ صدای زنجیر می آمد
مثه ابرهای بهار گریه می کردن پریا
چتونه؟
پ . ن :
این یه استراتژی بود واسه دسترسی به کامپیوتر !
ناسلامتی نیمی از دست اندرکاران مملکتمون مدیریت استراتژیک خوندن
و دستمون هم تو کار انرژی هسته ایه و نیازی به مذاکره هم نداریم
همه جا آروم بود ، ساكت ساكت .
داغيه تبش كمتر از شب قبل بود اما همون يه ذره تب هم كلافه اش ميكرد ، واسه ي همين با اينكه نزديكاي صبح بود اما هنوز خوابش نبرده بود .
تو فكر اونائي بود كه داشتن روءياي كادو دادن و كادو گرفتن فردا رو ميديدن ، حتا ميتونست تصور كنه اونائي رو كه از ذوقشون تا صبح خوابشون نميبره و بالش اشون رو بغل كردن و هي دارن جملات عاشقانه اي كه بايد فردا بگن رو مرور ميكنن .
به خودش هم فكر كرد . به اينكه نه پولي داره كه شكلاتي بخره و گل رزي شايد ، نه كسي رو كه ...
به قول خودش : ولنتاين روز عشاقه .
اما عشق و عاشقي واسه ي اون ...
آخه هنوز سوزش پشت دستش خوب نشده بود .
.
.
.
همينجوري به نوشته هاي اون ماتش برده بود ، يه مزه ي شوري رو هم روي لبش حس مي كرد ، فكر كرد منگ بودنش واسه ي اون قرص هاست كه سر شب با هم خورده ، بلند شد يه چند قدمي توي اتاقش راه رفت ، البته فكر كنم بيشنر از چند قدم شد .
آره ، به گمونم يه ده دقيقه اي شد .
كنار پنجره ي اتاقش هم رفت ، بيرون رو هم تماشا كرد ، اما با اينكه هميشه ديدن شهر رو توي تاريكيه شب اونم از طبقه ي نهم دوست داشت اما اينبار شهر با تمام آدماي توش بهش حالت تهوع مي داد .
داشت فكر ميكرد كه اون پرنده چه جوري اين همه غصه توي اون دل كوچيكش جا ميگيره .
با همون مزه ي شور روي لبش خوابش برد .

من حتمن اگر وقتی گیر بیارم خوش خوشک میام به سمت کامپیوتر
آخرين خدانگهدار
گريه كردم ‚ گريه كردم اما دردم نگفتم
تكيه دادم به غرورم ‚ تا ديگه از پا نيفتم
چه ترانه بي اثر بود ‚ مثل مش زدن به ديوار
اولين فصل شكستن ‚ آخرين خدانگهدار
دس تكون دادن آخر توي اون كوچه ي خلوت
بغض بي وقفه ي آواز ‚ واژه هاي بي مروت
بوته ي ياس ديگه اون
عطري كه دوس داشتي نداد
كوچه ي آشتي كنونم
دلا رو آشتي نداد
من به قله مي رسيدم ‚ اگه همترانه بودي
صد تا سد رو مي شكستم ‚ اگه تو بهانه بودي
با تو پيسوز ترانه يه چراغ شعله ور بود
لحظه ها چه عاشقانه ‚ قاصدك چه خوش خبر بود
كوچه ها بدون بن بست آسمون پر از ستاره
شبا بي هراس خنجر ‚ واژه ها شعر دوباره
بوته ي ياس ديگه اون
عطري كه دوس داشتي نداد
كوچه ي آشتي كنونم
دلا رو آشتي نداد
يغما گلرويی

سلام
پدر داره نوت بوک رو می بره ، من هم به دلیل فروش نرفتن کارت
105k "ebl "
نتونستم کامپیوتر بخرم => به کامپیوتر دسترسی ندارم و
می روم که درس بخونم
و شاید نتونم زود به زود آپدیت کنم ولی خب بنده خدا هست و بلاگ !!! !!!! !!!
پ . ن : تلاش می کنم که این جوری نشه ! اگر کسی رو سراغ دارین که کارت منو بخره حتمن کامنت بذارین

چرا که عشق خود فرداست
چرا که عشق خود همیشه است
داشتم فکر می کردم که زنده گی بد جوری منو با کثافت بی انتهاش تنها گذاشته که دیدم :
" حتا بگذار
آفتاب نیز برنیاید
به خاطر فردای ما اگر
بر ماش منتی ست – "
شکنجه تلخ سکوتت را آشکاره کن
و هراس مدار از آن که بگویند
ترانه ای بیهوده می خوانید
داشتم باز تو خودم و فکرهای همیشه گی فرار از این نكبت همیشه گی و کرایه 1 اتاق و ...
گم می شدم که دیدم :
هزار بار
به صلیب میکشم
مسیح تب دار دلم را
ودر پایت می افکنم
زخمی و خون چکان تا...
دوستم بداری
تا دوستت بدارم
پ . ن :
می گه : برو به جهنم
دو ساعت بیشتر از جهنم رفتنم نگذشته که زنگ می زنه و می گه هوا تاریک شده ، نمیایی ؟
نمی فهمم مگه جهنم رفتن هم سانس داره ؟؟؟ ؟؟؟؟ ؟؟؟
كوره ي خورشيد هم ديگر ...زنده گي هميشه همينه
سه بخشه هميشه
يكسان با تفسيرهاي متغير
زن
ده
گي
و دستها محكم بر ميز كوبيده شد ، و همه تكرار كردند و ما تكرار كرديم كه فراموش نكنيم زنده گي سه بخش دارد !
پ . ن : آدما ميتونن سعي كنن كه تب پرواگير و رايج افسردگي، چنگ خوشبختي و شادي و از دلشون نقاپه .
آدما ميتونن هرجا ميرن و هرجا مينويسن بگن كه زنده گي با وجود آينده ي نا معلوم و آدماي نا آگاه اطرافمون و سختي ها و كثافت بازي آدما و نيرنگ همشهري ها و بي تفاوتي قشر با فرهنگ و در صحنه بودن اكثريت بي انديشه و احمق پنداشتن مردم از سوي مسئولان و گند زده گي روابط و ضوابطش زيباست !
ولي آدما ، حتا اونائي كه شعار زنده گي سر ميدن هم محكوم نيستن كه هميشه خوب و شاد باشن
اين آدما با وجود طنزگونه گي شون ، ميتونن معده درد و گرفته گي عضلات و سردرد هاي عصبي و بي خوابي سرشار از استرس هم داشته باشن !
اين آدما هم ميتونن گاه جائي رو كه هستن خوش نداشته باشن .
اين آدما هم ميتونن بعضي وقتا از زور استرس
...
پنجاه پنجاه ، غم هاي توي دلت
نصف نصف ، بغض هات
هرچي هم ته اش موند اونم نصفش ميكنيم
مسئول يه بچه فيل بودن خيلي سخته ، خيلي
گيرم آدما با اينكه نوك مگسكشون زير خال سياه بوده ، تيرشون خورده به سنگ سياه و كمونه كرده و برگشته و يكراست رفته توي چشمشون .
ديگه در و ديوار رو كه نبايد گاز بگيرن ، دندوناشون هم خراب ميشه .
شبی تاریک
در دشت
تنها صفیر گلوله
در جاده
تنها نفیر باد
در دور دست
نور ستاره ای به خاموشی می گراید
شبی تاریک
...
(فرهاد)
پ.ن : تازه گی ها می بینم رک گویی خوبه ولی آدم ها ظرفیتشو ندارن ، همین "!