*
تک جمله نگاری
در راستای ِ انتظار برای ِ اعلام ِ نتایج ِ امتحانات دچار ِ انجماد ِ مغزی شده ایم.
برای بازی یلدا دیر است و من بسیار خسته تر ار آن که اعتراف کنم -
- آنقدر بغض نگریسته و خشم سرکوب شده هست که بشود شهری را به آتش کشید
بارها آرام به حقیر شمردنمان توسط مسئولین گوش داده بودیم که بی کفایتی باورمان شده بود
می نویسم ، خط می زنم
- ذهنم منجمد شده است -
پ . ن : این نوشته خط خورده است !!!
* * *
امتحان تمام شد .
شانه هایم آرام گرفته اند
سنگینی ِ سردرگمی ِ 1 سال و نیمه و تلاش از پی ِ امضایی بر برگه ی ِ سرنوشتمان را از دوش برمی دارم .
آهنگ ی هجو ِ زیبایی ست ، بارها گوش می دهیم و با سرعتی دیوانه کننده سکوت ِ مخوف ِ عصر ِ جمعه تهران را می شکنیم
می رقصم
امتحان تمام شد
سخت
سرد و دردناک
...
تمام شد
* * *
پ . ن : زن ده گی را از سر می گی ریم