" ش . مهر" عزيز و دوست داشتنيام. *( مالكيت نداريم )*
ميخواستم بگويم برايت داستان ِ رسوخ ِ مردي را به قلبم و حس ِ جديدي از زنانهگي در درونم.
ميخواستم بگويم كمرنگت نخواهد كرد، جايت را نخواهد گرفت، كه تو را در تمام وجودم حك كردهام.
ميخواستم بگويم داستان يگانه مردي را كه ميخواهم مردم بماند.
هنوز همان حساسيت شديد نسبت به شيوه غذا خوردن وجود دارد، همان تنشها از صداي ملچ و ملوچ دوستان،
ولي من با وجودِ تمام اين صداها ميخواهم كه حفظش كنم.
مردي كه دوست دارم منطق هميشهگياش را،
روال پيش روياش در رابطه را،
آرامش و هيجاناش را
و تعدد دوستانش را.
ميخواستم همه چيز را مو به مو برايت تعريف كنم:
نشد، نتوانستم.
وقت تنگ بود و من ميخواستم تمام 1 ساعتي را كه در كنارت هستم فقط به گفتن حرفهاي 2 نفرهمان بگذرد.
گرچه در سكوت قدم زديم و حرفهايمان را نگفتيم.
باز تنهاييات را پنهان كردي، مبادا قبل از امتحان جز درس ذهنم درگير چيز ديگري شود و من . . .
سكوت كردم ،مبادا بار ِ ديگري بر سنگيني ِ نگرانيهايت باشم.
* * *
چشمهايت را مينگرم، خشم وجودم را ميبلعد و من بغضم را،
يادم هست سالها پيش كه قول داده بودم تمام تلاشم را براي كنكور به كار بندم كه شايد
شايد
شايد
، . . .
شايد بكاهم اضطرابت را، كه نگراني آيندهام را بر تنهاييات نيفزايم.
قول داده بودم، قول
يادم هست زمين ِ كنار ِ ساختمان ِ اسكان را و روياي ِساختن ِ برج و خانهاي در بالاترين طبقهاش براي تو را،
خانهاي دور تا دور پنجره،
خانهاي كه بيهراس از نگاه هيچ هرزه مردي، بي هيچ پردهاي، آرام به كوه بنگري.
يادم هست روياهايم را، قول هايمرا و آرزوهايم را.
ميخواستم بگويم خواهم خريد آن زمين را و خواهم ساخت خانهات را كه ديگر براي رسيدن به محل كار، اين همه رنج و دود و ترافيك و خسته گي ِ راه را بردوش نكشي.
ميخواستم بگويم روياي دخترمان " گوشماهي " را و آرزوهايمان را برايش.
ميخواستم بگويم داستان مردي را كه مرا بيهيچ همخوابگي ، آبستن ِ دختري كردهاست و من هر روز براي روز تولد دختري از مرد بلندم، نقشهاي ميكشم و تصور ميكنم روزي را كه تو نگران آيندهي هيچ كداممان نباشي.
ميخواهم دخترم شبيه تو باشد ولي متفاوت:
ميخواهم دخترمان دردِ هيچ جدايي را بر دوش نكشد.
نميخواهم باري كه به مقصد ميرساند سنگين تر از توان شانههاي ظريفش باشد.
ميسازيم برايت سادهترين و زيبا ترين خانهاي را كه بيهراس از نگاه هيچ هرزهمردي از پنجرههايش كوهها را بنگري.
بنفشههاي آفريقاييت نور كافي براي رشد داشته باشند و
تو آرام و آسوده در زير نور شمعهايت
برقصی
و
برقصي.
ميخواستم از مردي بگويم كه ترسم از امتحان را از بين ميبرد و مانع بازيگوشيام ميشود و ميخواهد كه من بي دغدغه اول شوم و مسافرتي با تو . . .
ميخواستم بگويم از مردي كه آرمانهايش به آرمانهايم ميماند،
مردي كه مينويسد و ميخواند و صداي خندهاش دلم را مينوازد.
" ش . مهر " مهربان و نگرانم *( مالكيت نداريم )*
اين بار قول نميدهم ولي تمام تلاشم را براي زدودن آزردهگيِ ِ خاطرت از امتحان ِ پيشرويم خواهم كرد،
قول نميدهم ولي تمام تلاشم را براي حفظ ِبرق چشمان " عسلي- طوسي" بي نظيرت خواهم كرد.
اگر جایزه شاگرد اول شدن در این امتحان ، یه مسافرت ِ 3 ، 4 روزه با " ش. مهــــــــــــــر " باشه !
من تمام ِ کمک های ِ نقدی و غیر ِ نقدی ِ شما در این زمینه را می پذیرم .
پ . ن : آوردن ِ سوغاتی برای ِ حامیان فراموش نخواهد شد .