Long Life GameS
وحشتکمونیستسرمافقرقتل عامسکوتما کجا ایستادهایم؟
به من بگویید
فرزانگان رنگ و بوم و قلم
چگونه خورشیدی را تصویر می کنید
که ترسیمش
سراسر خاک را خاکستر نمی کند
حسین پناهی
.
...آخیش بالاخره گند زدایی این رابطه تموم شد
ارمغان
.
ماهی ی هی بالا پایین می پره تا میرم طرفش خودش را می کوبد به تنگ و باز همین کار را می کنه باز هم و باز هم
سنجدای تو هفت سین عید نشده تموم شدن
ما باز میریم خونه ی بابایی و خاله هم هست
سال نو /روزهای نو
شادی شکستن قلک پول
و کاش که : ترس نا تموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسال ننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننو مبارکککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک
و ديدم
كه دنيای زنیتنها
چمدانی بود پر از تصور دنيا:
حولهای كه عكسِ گربه داشت٬شيشهی خالی عطر
خودنويس٬عينك شكسته٬شانه و سنجاقسر٬
چندمتر پارچه...
او ارزوی شستن جورابهای مردی را داشت
كه هيچوقت نيامده بود
ارزوی شستن ظرفهايی را داشت
كه مردِ نيامده در ان غذا خوردهباشد
...
اما هيچوقت
زنی را نديدم
كه برای تنهايی يك مرد
شعر گفتهباشد
علیرضا حسینی
Haloscan commenting and trackback have been added to this blog.
آدمای بامزه فکر می کنن بامزه گی خیلی بامزه است
بوي عيدي, بوي توپ
بوي كاغذ رنگي
بوي تند ماهي دودي
وسط سفره ي نو
بوي ياس جانماز ترمه ي مادربزرگ
با اينا زمستونو سر مي كنم
با اينا خستگيمو سر مي كنم
شادي شكستن قلك پول
وحشت كم شدن سكه عيدي از شمردن زياد
بوي اسكناس تا نخورده ي لاي كتاب
با اينا زمستونو سر مي كنم
با اينا خستگيمو سر مي كنم
فكر قاشق زدن يك دختر چادر سياه
شوق يك خيز بلند از روي بته هاي نور
برق كفش جفت شده تو گنجه ها
با اينا زمستونو سر مي كنم
با اينا خستگيمو سر ميكنم
عشق يك ستاره ساختن با دولك
ترس ناتموم گذاشتن جريمه هاي عيد مدرسه
بوي گل محمدي كه خشك شده لاي كتاب
با اينا زمستونو سر مي كنم
با اينا خستگيمو سر مي كنم
بوي باغچه بوي حوض عطر خوب نذري
شب جمعه پي فانوس توي كوچه گم شدن
توي جوي لاجوردي هوس يه آب تني
با اينا زمستونو سر مي كنم
با اينا خستگيمو سر مي كنم
با اينا زمستونو سر مي كنم
با اينا خستگيمو سر مي كنم
بارون میاد
رسالت؟
یه نفری خانوم؟
مرد پیاده میشه با نگاهی کنجکاوانه براندازم می کنه کت چرم مشکی با یه شلوار کرم که پر از لکه های قهوهای است تنش کرده بوی عرق تندی میده, من سوار میشم
خودم را حسابی جمع می کنم
مرد یه جوری میشینه که من مجبور میشم هر دو پام را روی برآمده گی وسط ماشین بذارم
....
هر چند دقیقه یک بار بر میگرده و من را نگاه می کنه سعی می کنم از نگاهش پنهان شم
به ته اتوبان میزسیم آب جم شده بر می گرده نگاهش را تیز میکنه کمی خودش را بالا میکشه _من بیشتر خودم را جمع میکنم_یه وری توی ماشین میشینه
من توی خودم مچاله شدم
زودتر پول را حساب میکنم که پیاده شم
دستش را توی جیب چپش میکنه
خودش را به من میماله پول را پیدا میکنه! من پیاده میشم
کنار می ایستم تا چراغ عابر سبز شه پیکانی با سرعت می پیچه/من حسابی خیس میشم!!!و
مريم تولدت مبارك اميدوارم شاد و تندرست و پيروز باشي!
miss you!