بارون میاد
رسالت؟
یه نفری خانوم؟
مرد پیاده میشه با نگاهی کنجکاوانه براندازم می کنه کت چرم مشکی با یه شلوار کرم که پر از لکه های قهوهای است تنش کرده بوی عرق تندی میده, من سوار میشم
خودم را حسابی جمع می کنم
مرد یه جوری میشینه که من مجبور میشم هر دو پام را روی برآمده گی وسط ماشین بذارم
....
هر چند دقیقه یک بار بر میگرده و من را نگاه می کنه سعی می کنم از نگاهش پنهان شم
به ته اتوبان میزسیم آب جم شده بر می گرده نگاهش را تیز میکنه کمی خودش را بالا میکشه _من بیشتر خودم را جمع میکنم_یه وری توی ماشین میشینه
من توی خودم مچاله شدم
زودتر پول را حساب میکنم که پیاده شم
دستش را توی جیب چپش میکنه
خودش را به من میماله پول را پیدا میکنه! من پیاده میشم
کنار می ایستم تا چراغ عابر سبز شه پیکانی با سرعت می پیچه/من حسابی خیس میشم!!!و