حس می کنم داره کم کم اهلیم می کنه
اگر چه که اشتراک زیادی نداریم ،
اگرچه دوستیمون مدت زیادی نیست که شروع شده ،
ولی خب نگاهش ، نگاهش دل لبریز از نفرتمو لرزوند ،
فکر نمی کردم حتا یه روز بی خبریش آزارم بده ،
که نتونم از فکرش بگریزم ،
که حتا 1 پیام کوتاه هم ازش اینقدر برام جالب باشه .
که بخوام واسه عالمو آدم تعریف کنم که معصومانه ترین لبخند دنیا رو به تازه گی تو صورت تپل پسری دیدم که هیچ اشتراکی با هم نداریم .
که بخواهم محکم در آغوش بگیرمش .
که شب خواب بوسه هاشو ببینمو تو خواب غرق شادی شمو آروم لبخند بزنم .
من عاشق شدم .