سكانس اول
غروب يه روز آخر هفته
يه محل كار
يه ميز
دوتا صندلي
شمع
عود
سيگار
موزيك روي صنحه ، آواي شجريان :
ببار ابر بهار
داد و بيداد از اين روزگار
ماهو دادن به شب هاي تار .
ديالوگ بدون مقدمه :
دخترك : دل خيلي عزيزه
پسرك : راهو اشتباه رفتيم ؟
دخترك : خودمون به دلامون رحم نكرديم ، سالهاست داريم راهو اشتباه ميريم .
سكوت
دود سيگار
بوي عود
ماهو دادن به شبهاي تار
دخترك و پسرك محرمِ اشكهاي يكديگر ميشوند .
كات
*****
سكانس دوم
دخترك و پسرك
فراموشي
نفسهاي گرمي كه تند تند ميزنند
.......
...........
...............
...........
.......
...........
...............
...........
.......
دخترك و پسرك
.......
...........
...............
...........
.......
كات
*****
سكانس سوم
دخترك لبخند ميزند
پسرك با لبخند : من ديگه بازي نميكنم ، رها ميشم ، رها
رها
رها
رها
رها
رها
رها
رها
.
.
.
.
.
پ . ن : سكانس سوم كات ندارد
...
ب . خ
_____________________