*
راست ميگه
ب . خ
*
آره همین طوره
راست میگه
ولی چیزی که این وسط نمی فهمه اینه که:
من ازا ین حسی که" همه توش دنبال یه عارضه روانی می گردن
که مشاورم می گه نتیجه یه ادیپ ناکامه
که به نظر همه وابسته گی محضه نه عشق!
که مبهمه
که نمی تونن درکش کنن".
...
من از این حس لذت می برم و تا وقتی لذت می برم تمام تلاشم را هم می کنم که حفظش کنم
آره راست می گه
ولی من تو آن 10 ماهی که هیج کس درکش نکرد
برای حفظ این رابطه مبهم تلاشی کردم که شاید تو برای از بین بردن رابطه زناشوییت کردی
همین طوره
ولی من ، نه
ما
هر دومون برای پر کردن خلا شباهت هامون داریم تلاش می کنیم
که آن برای من پریا می خونه
که می دونه من و شازده کوچولو 10 ، 15 ساله که تنهایی های هم را پر می کنیم
که می دونه این عکس یه کلاه نیست
آره
همه راست می گن با این تفاوت که همه
" این قدر بالغانه کودک نبودن که درک کنن "
درک کنن که آدم ها انقدر می توونن بزرگ باشن که 15 سال و 7 ماه و 7 روز و چند ساعتی تفاوت سنی دوستی شونو از هم نپاشه
که اگر یاد بگیری به حریم آدما تجاوز نکنی
اگر بهشون نشون بدی که می تونن بهت اعتماد کنن حتا اگر 5 سال طول بکشه
که یاد بگیری شکست با شکستن فرق داره
که هم آن می تونه معماری یاد بگیره و هم من دارم تلاش می کنم نفرتم از زیست را به عشق به ساختمان چشم بدل کنم
که بببینی همین جوری با همه خوبی ها و بدی هاش چقدر دوست داشتنیه
که من قرار نیست عوضش کنم
که آن بعد یه سال بلاگی را بخونه که بازی بزرگ زنده گی منه
آن وقت شاید
شاید بتونی درک کنی که آدم هایی که سختی نکشیدن
که آن هایی که سختی هاشونو ، رنج هاشونو نشونه افتخار زنده گیشون نمی کنن هم شاید بتونن بدون هیچ عارضه روانی عاشق بشن
شاید
شاید یه روزی راه دوست داشتن و یاد بگیری!
شاید
!
...
همتون راست می گین
همین طوره !
پ . ن :
اين جوری بود که روزگارم تو تنهايی میگذشت بی اين که راستی راستی يکی را داشته باشم که باش دو کلمه حرف بزنم!
به خاطر آدم بزرگهاست که من اين جزئيات را در باب این دوستی برایتان نقل میکنم چون که آنها عاشق عدد و رقماند!