o Long Life GameS
این خانه ی ِ عزیز ِ مجازی مان فیلتر می شود من هم خانه دیگری اجاره می کنم ... بماند که این خانه برای ِ همیشه جای ِ خود را خواهد داشت. آدرس ِ خانه دیگر : www.loligames.blogspot.com

* بانو *

<< Home

Archives









Long Life GameS

Friday, November 04, 2005
سکوت سرشار از ابراز اينه که من چقدر تو اين مدت حرف زدم
من چه قدر سعي کردم که يه بار هم که شده وقتي مي بينمت سکوت کنم
مي خاستم چشمهامو ببندمو بشنوم با آن آهنگي که تو هر نتش زنگ هزار تا زنگوله اس حرف مي زني
اما وقتي آرام مي نشستم و سعي ميکردم چشمهامو ببندم تو هم سکوت مي کردي
آن وقت من براي شکستن ترس سکوت حرف مي زدم
***
In my secret life...
***
خاستم دستهات و بگيرم و چشمهامو ببندم آروم و آروم حرف بزني
خاستم دستتو بگيرم و ببرمت دم پنجره بعد همه چراغ هارو خاموش کنم و شمع هارو روشن
آن وقت با هم زل بزنيم تو چش_ستاره هابعد بخام که چشاتو هم ببندي و يه نفس بلند بکشي که هر چي ستاره است بره تو چشات
آره آن وقت تو بازدمت دنيا پر ميشد از نفس _پر ستاره ات ومن از تو خونه يه نفس عميق مي کشيدم و
Here is your love...
همه ي ستاره ها را مي بلعيدم
فقط با يه نفس مي شدم يه آسمون_پرستاره!
آن وقت همشون را تو دستام مي گرفتم و تموم شب از ترس از دست دادنشون خوابم نميبرد
صب هم همشون را مي زاشتم تو يه پاکت و برات مي فرستادم که خونت بشه آسموني که ستاره هاشو من چيدم و,تو بلعيدي !
("يه اديپ ناکام")
***
از رويا مي پرم
تو ميگي که زنده گي خيلي خيلي جديه
که کار زنده گي و زنده گي کار
که هيچ وقت وابسته کسي نشدي
که ديگه وقت شعر و نوشته را نداري
I 'm hunger for your touch...
***
من هم جدي ميشم و با هيجان از آخرين کتابي که خوندم حرف مي زنم و شروع مي کنم به تعريف داستان ,
ميگي که آره کتاب خوبيه ولي چون 15,10 سال پيش خونديش کامل يادت نيست...
***
...گوشي و بر مي دارم و بازي مي کنم
و تصميم مي گيرم که ديگه جدي نشم!
.
.
.
پ.ن:نبايد فراموش مي کردم که هميشه تو بيشتر مي دوني

Post a Comment