o Long Life GameS
این خانه ی ِ عزیز ِ مجازی مان فیلتر می شود من هم خانه دیگری اجاره می کنم ... بماند که این خانه برای ِ همیشه جای ِ خود را خواهد داشت. آدرس ِ خانه دیگر : www.loligames.blogspot.com

* بانو *

<< Home

Archives









Long Life GameS

Saturday, November 05, 2005
مي نويسم
Hold me tight an keep me warm
پاک مي کنم
مي نويسم
Say love me again

پاک مي کنمI cried so many nights
مي نويسمBring joy to my life/
Take me back to my boat on the river
پاره مي کنم

Oh my darllin I love u so
پاره مي کنم
اه
عصر که داشتم مي رفتم کلاس مخم پر بود از حرف
اين قدر که جز صداي حرفاي خودم هيج نميشنيدم
مگر وقتي که بارون تو صورتم مي خورد
سر کلاس چشم مي دوزم تو چشاش و چشام پر از برق شادي مي شه"
تمام تلاشمو مي کنم که خودمو لو ندم سرمو پايين مي اندارم و
شروع مي کنم به نقاشي کشيدن گوشه کتاب
مي فهمم که نگاهم مي کنه
لبمو گاز مي گيرم که لو نره که از ديدنش از شنيدنش غرق شادي مي شم
درس مي ده من هم چشامو مي بندمو و مي بينم که دستاش تو دستامه
که داريم با هم زير بارون راه مي ريم نوبت بحث مي شه .
من مجبورم که رويامو کنار بزارم و دل بدم به درس
بحث که تموم مي شه نگاهي به ساعت مي اندازم
چيزي به خداحافظي نمونده کتابو تو دست ميگيره و تو کلاس مي چرخه
کم کم دارم از چرخشش گيج مي زنم که اجازه مي گيره که خودکارمو برداره
خم مي شه و من زل مي زنم تو چشاش
قبل از اين که به خودم بيام خودکارو روي ميز ميزاره و خداحافظي مي کنه
"بيرون ميامچشامو مي بندم دستامو باز مي کنم
همراه با موزيکي که هيچ کس جز خودم نميشنوه مي خونم و مي چرخم
بارون همراهيم مي کنه و با ريتم من تند مي شه
نه دستامونه پاهام مال من نيستن
فرمان حرکتشونو کودک درونم مي ده و اونا بي هيچ سرپيچي به رقص در ميان
پرواز ميکنم
يه تجربه حسابيه اوج
بعد 3,2دقيقه چشامو باز مي کنم
تمام موسسه چشم دوختن به من و با تعجب نگاهم مي کنن
من با چشمهايي که برق شادي توشون آتش بازي ميکنه
تعظيم کوتاهي مي کنم و راه مي افتم
هيچ نمي شنوم
بهت , شهامت تفسير رو ازشون گرفته بود!!!!

che khoob bood armaghan...  

_____________________

Post a Comment