دختر بیدار میشود
دختر خمیازه ای می کشد و آرام بلند می شود
دختر بیرون می رود
دختر باز نمی گردد
دختر
الآن 9 روزه که دختر بازنگشته
مادر شیون می کند
مادر آرام و گه گاه با هق هقی بلند گریه می کند
مادر تمام شب دعا می خواند
مادر
مادر نذر می کند
پدر
پدر تمام شهر را می گردد از همه خبر می گیرد
پدر
مادر
***
دختر پیدا می شود
جنازه اش در سردخانه قزوین پیدا می کنند