
آن روزها وقتی که من بچه بودم پرواز یک بادبادک می بردت از بامهای سحرخیزی پلک تا نارنجزاران خورشید
آن روزها وقتی که من بچه بودم غم بود امممما کم بود
آن روزها آدم بزرگها اینسان پریشان نبودن
آن روزها وقتی که من بچه بودم خوبی زنی بود که بوی سیگار می داد
و اشکهای درشتش از پشت عینک با قرآن می آمیخت
آن روزها آب و زمین و هوا بیشتر بود
آن روزها
آن روزها وقتی که من بچه بودم
...
..
.
yesterdat when i was young...