مامان را به لتاق عمل میبرن
بابا پشت در ایستاده و ذکر می گه
مامان الآن بی هوش است
ماماندی و بابابدی پشت در نگران ایستادن و دعا می کنن
ساعتی بسیار سخت می گذره
دکتر بیرون میاد قبل از این که چیزی بگه ونگ ونگ نوزاد به گوش میرسد
همه خوش حالن و مامان بعد از 9 ماه استراحت مطلق به خواب رفته
من متولد شدم